زبل خان
هزار تا کار باید برا پسرم بکنم تا بذاره پوشکشو عوض کنم! شعر و قصه و شمارش اعداد و صلوات و موبایل و خنده و داد و دست نگه داشتن و اسباب بازی آوردن و ... فایده نداره می خواد فرار کنه بره آزاد باشه ... وقتی هم از دستم در میره یکم جلوتر میشینه و نگام میکنه و می خنده ! خلاصه یه نیم ساعتی میکشه که ما پوشک این زبل خان رو عوض کنیم ... برای تعویض لباسشم همین برنامه رو داریم البته با یکم اذیت کمتر ... یکم غذا میخوای بخوری با اینکه یه چیزی زیرت می اندازم ولی فکر کنم فرش بیشتر از تو غذا می خوره! خلاصه زندگینامه مونو کثیف کردی رفت ... اگه لباسمو تازه عوض کنم بخوای دستها و دهان غ...
نویسنده :
مامان جون
10:00





